محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
97
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( * / ز ) اماننامه براى سراقه ( 1 ) پسر مالك مدلجىّ ابن هشام ص 332 ؛ الكامل ، ابن اثير ، 2 / 564 - 65 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ج 1 / 42 ، 421 ؛ الأعظمى ، كتّاب النّبىّ ش 3 ، 26 . مقابله كنيد : أنساب ، بلاذرى 1 / 263 ؛ المستدرك ، حاكم 3 / 7 ؛ بحن 4 / 176 ؛ بك 5 / 348 ، وى دربارهء اختلاف در نام اين نوشته ، افزوده است : « احتمال مىرود كه برخى از نامه را أبو بكر نوشته و سپس به غلام خويش عامر ، دستور داده است كه بقيهء نامه را بنويسد ، و خداى داناتر است . » ؛ بث ، زير نام سراقه 2 / 265 ، افزوده است : او براى من ، نامهاى بر روى استخوان يا پاره يا تكهاى كاغذ نوشت و سپس آن را به سوى من افكند و آن را گرفتم و در تيردان خويش نهادم . هنگامى كه پيامبر خدا ( ص ) از غار كوه ثور ( 2 ) بيرون آمد و آهنگ مدينه كرد . . . چون گذارشان به زمين قبيلهء مدلج ( 3 ) افتاد ، سراقة بن مالك آنان را ديد ، بر اسب خويش سوار گشت تا پيامبر و يارانش را دستگير كند ، . . . پاهاى اسبش در زمين فرو رفت . . . پس گفت : « اى محمد مىدانم كه اين گرفتارى زاييدهء نفرين تو بر من است . اكنون براى من لب به دعا بگشاى ؛ سوگند به خدا كه جويندگان تو را از پىجويى تو بازخواهمداشت » . پيامبر براى وى دعا كرد ، سراقه از گرفتارى رهايى يافت و به رسول خدا نزديك شد و گفت : « اى پيامبر خدا ! از تيردان من تيرى برگير ، چون شتران من در فلان جايند و هر چند شتر كه دوست داشتى ببر » . پيامبر گفت : « مرا به شتران تو نيازى نيست » . چون پيامبر آهنگ رفتن نمود ، به سراقه گفت : « چگونه خواهى بود آنگاه كه دستبندهاى زرّين خسرو را بر دستهاى خويش ببينى ؟ » سراقه پرسيد : « خسرو پسر هرمز ؟ ! » پيامبر گفت : « آرى » . سراقه از پيامبر درخواست كرد كه امان نامهاى براى وى بنويسد . أبو بكر صدّيق و به سخن ديگر ، عامر بن فهيره ، نامهاى بر روى پوستى نوشت و به وى داد . متن اماننامه نقل نشده است ( 4 ) . 1 . ابو سفيان سراقه پسر مالك مدلجىّ كنانىّ از صحابه است . وى پس از جنگ طائف مسلمان گشت و به سال 24 ه . درگذشت ( جمهرة أنساب العرب ص 187 ؛ الأعلام ، زركلى ، 3 / 136 ) . - م . 2 . نام كوهى است در پايين مكّه و غارى كه پيامبر ( ص ) در آن پنهان گشت نيز در آن كوه است ( السّيرة النبويّة ، 2 / 130 ؛ ياقوت ، 1 / 938 ) . - م . 3 . نسب اين قبيله چنين است : بنى مدلج بن مرّة بن تميم بن عبد مناف ابن كنانه ( ابن هشام ، 2 / 133 ؛ پانوشت 1 به نقل از المقتضب ، المعارف ، الاستيعاب و الرّوض ) . - م . 4 . از او خواستم كه نوشتهء صلحآميزى براى من بنويسد تا با آن در امان باشم . پس به عامر پسر فهيره دستور داد و او بر پوست پارهاى براى من چيزى نوشت و سپس رفت . ( مسند ابن حنبل 4 / 176 ) .